close
تبلیغات در اینترنت
داستان اموزنده-داستان-عبرت اموز

آخرين مطالب سايت

آمار سايت

کل مطالب : 182
کل نظرات : 73
تعداد اعضا : 18

مطالب تصادفي

قالب وبلاگ

تبليغات

داستان اموزنده

 

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :

 

بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟

 

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :

 

آری من مسلمانم.

 

جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ،

 

پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد .

 

پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد.

 

جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :

 

آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟

 

افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند .

 

پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :

 

چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود ...

 

برای نویسنده اش صلوات بفرست.


اگه اين مطلب مشکلي داشت از قبيل خرابي لينک و...از طريق کادر زير به ما خبر بديد. ممنون

182 سه شنبه 24 آذر 1394 Admin نظرات ( )
قوانين بخش نظرات عبارتند از :
1 - نظرات تبليغاتي تاييد نخواهد شد.
------------------------------------------------------------------
2 - نظراتي که حاوي توهين باشد منتشر نمي شوند.
------------------------------------------------------------------
3 - نظرات فينگليش تاييد نخواهند شد.
------------------------------------------------------------------
4 - لطفا انتقادات و پيشنهادات خود را از بخش تماس با ما ارسال نماييد.

با تشکر از شما دوست گرامي

شما هم نظر خود را بنويسيد


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

اطلاعات کاربري

نام کاربری :
رمز عبور :

طرح صلوات

صلوات برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان(عج)





مطالب پربازديد